الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
268
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
را سير كنم به نيكان و گزيدگان ملحق شوم و به بهشت درآيم و مقام شفاعت داشته باشم . » ( 1 ) فاطمه ( ع ) برخاست و آنچه در سفره بود به آن مستمند داد و همگان آن شب را گرسنه گذراندند و فرداى آن روز هم روزه گرفتند و حال آنكه در شب هم جز آب خالى چيزى نياشاميده بودند . آنگاه فاطمه ( ع ) يك سوم ديگر از آن پشم را رشت و يك صاع ديگر جو برداشت و دستاس و خمير كرد و پنج گرده نان پخت كه براى هر كس يك گرده بود . على ( ع ) همچنان نماز مغرب را با پيامبر ( ص ) گزارد و به خانهاش آمد و چون سفره گستردند و نشستند نخستين لقمهيى كه على از آن نان برگرفت يتيمى از يتيمان مسلمانان بر در آمد و گفت : اى اهل بيت محمد ( ص ) ! بر شما درود باد . من يتيمى از يتيمان مسلمانانم . از آنچه مىخوريد به من بخورانيد خدايتان از خوراكهاى بهشتى روزى فرمايد . على ( ع ) لقمه از دست بر زمين نهاد و چنين فرمود : ( 2 ) « اى فاطمه ! اى دختر سيد بزرگوار ! اى دختر پيامبرى كه هرگز آلايشى نداشته است ! خداوند يتيمى پيش ما فرستاد و هر كس امروز رحم كند ، همو رحيم است و وعدهگاه او در بهشت نعمتهاى بهشتى است كه خداوند آنها را بر شخص پست حرام كرده است . آدم بخيل نكوهيده است . آتش او را به جحيم فرا مىخواند و آشاميدنى او آشاميدنيهاى بسيار گرم و بوناك است . » ( 3 ) فاطمه ( ع ) چنين فرمود : « هم اكنون به او عطا مىكنم و باك ندارم و خداوند را بر بستگان خويش بر مىگزينم . فرزندان من گرسنهاند و كوچكتر ايشان در جنگ كربلا غافلگير و كشته مىشود . واى بر كشندهء او و عذاب بر او باد . آتش او را در حالى كه دستهايش با غل و زنجير بسته است به پستترين جاى خود مىكشد و بندهايى بر بندهايش افزوده مىشود . » ( 4 ) و فاطمه ( ع ) برخاست و آنچه در سفره بود به آن يتيم عنايت كرد و همگى گرسنه ماندند و چيزى جز آب خالى نياشاميدند ، و فرداى آن روز هم روزه گرفتند . فاطمه ( ع ) باقى ماندهء پشم را رشت و يك صاع باقى مانده از جو را دستاس و خمير كرد و پنج گرده نان فراهم آورد . على ( ع ) نماز مغرب را با پيامبر گزارد و به خانه آمد و نزديك سفره همگى با هم نشستند . نخستين لقمه كه على ( ع ) از آن نان گرفت يكى از اسيران مشركان آمد و بر در خانه ايستاد و گفت : اى خاندان محمد ! سلام بر شما